برای ماندن
یکی از آن دسته ملت عظیم روزنامه خوان کشور که مصاحبه حجاریان با مهسا حکمت را خواندو اهمیتی نداد، یا به هر طریقی جدی نگرفت یا فکر کرد شوخی بود و... من بودم.
همان مصاحبه که ماحصلش "ضرورت ماندن" بود. با آن تیتر تاریخی اش" روزنامه زرد منتشر کنید"
واقعا اعجاب انگیز است که چگونه جسم گلوله خورده این تئوریسین که با ناخودآگاه لحظه لحظه های مرگ عجین شده،ذهنی متبلور تر از پیش می سازد.
امروز پس از گذشت این همه شب و روز، ساعت ها و لحظه ها و صدها استدلال معلق در ذهنم.به ضرورت زرد شدن اندیشیدم.
ضرورتی که تنها گزینه ممکن بود. بدترینی که بدتر از آن نبود.
زرد شدن اما به قدری کلی بود که ذهن مشوش مرا آشفته تر کند.
زرد دیدن، زرد اندیشیدن،زرد نوشتن و زرد ماندن هر یک دریایی بود از پرسش های نا تمام. اما آیا این همه زرد بودن ممکن است؟
چگونه می شود افکار زرد را در خلوت واکاوی کرد یا که آن را به تخت خواب برد؟ و یا... چگونه می شود نوشته های زرد را دوست داشت و چگونه با زرد دیدن زندگی کرد؟
آیا می شود زرد نوشت اما زرد نبود؟ یا که زرد ببینی و زرد نمانی؟
می شود، حتما می شود. باید بشود.
آری برای ماندن. ماندن برای روزنه های امید در سرزمینی که ادوار تسلسل وارش بیشتر از طول عمرش است و ذائقه مردمانش عجیب ترین در کره خاکی است.
حتما باید بشود آری برای ماندن.
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|
وقتی همه چیز اشتباهی می شود
تیتر خبر نشریات به شرح زیر است:
انتقاد رئیس جمهور از بخش اقتصادی دولت!
وقتی همه چیز اشتباهی می شود طبیعی است که جای منتقد و نقد شونده هم تغییر می کند. نمونه بارز این مساله همین خبر زیر است.شایداو واقعا اشتباهی باشد.
محمود احمدي نژاد روز گذشته در سخناني كمسابقه، علاوه بر مخالفان دولت، بخشهاي مختلف دولت خود را به "كارشكني و سنگاندازي" در مسير برنامههايش متهم كرد. رئيس دولت نهم كه از دو روز قبل به همراه تعدادي از اعضاي كابينه به قم سفر كرده بود، در سخنان خود در جمع مردم اين شهر، تقصير اكثر مشكلات كشور را به گردن دستهاي فراوان، چند نفر بورسباز، بخش مالياتي دولت، بانك مركزي، برنامه چهرم توسعه، بانكهاي دولتي و خصوصي، بخشهاي نظارتي، برنامه چهارم توسعه، مجلس هفتم، فتنهگران، مافيا، باندها، شبكههاي فاسد داخلي و افراد ديگري كه مي گفت "شما ميشناسيد كه منظور من چه كساني است" انداخت...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|
آخرین نطق اکبر اعلمی در مجلس شورای اسلامی
اكبر اعلمي در جريان آخرين نطق پيش از دستور خود در مجلس هفتم در اظهاراتي مستقيما شوراي نگهبان، آيت الله جنتي و آيت الله خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي را مورد خطاب قرار داده و انتقادات صريحي را نسبت به آنها ايراد کرد. نطق اعلمي پس از آخرين نطق موسوي خوئيني در مجلس ششم پس از برگزاري انتخابات مجلس هفتم، اولين نطقي است که طي آن بالاترين مقام نظام مورد خطاب قرار گرفته و با اشاره به اصول قانون اساسي از امکان برکناري و عزل او سخن به ميان مي آيد. اعلمي در نطق خود با اشاره به "برابر بودن رهبر در برابر قوانين با سايرين به اين معنا که متناسب با اختياراتي که رهبري خود و اشخاص حقيقي وحقوقي منسوب ايشان در قبال مردم مسئول و پاسخگوي اعمال خويش هستند." گفته است: "طبق اصل 111 قانون اساسياش اگر رهبري آن از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود و يا فاقد يکي از شرايط مذکور در اصول پنجم و يکصد و نهم قانون اساسي گردد، خودبخود معزول و برکنار شود." اعلمي در اين نطق همچنين با اظهار اينکه "شخصي كه پسرش عضو سازمان مجاهدين خلق بوده و در بهمن سال 60 در اثر درگيري با پاسداران كشته شده است و عروسش نيز پس از متواري شدن به خارج از كشور در بالاترين ردههاي سازمان مذكور به فعاليت ادامه ميدهد، مجاز نيست تا با قرار گرفتن در رأس نهادي و به كمك همفكرانش از جايگاه خدايي در چشم بر هم زدني فرزندان انقلاب و كشور را به بيديني متهم كند." تلويحا به آيت الله جنتي اشاره مي کند و در بخش ديگري از سخنانش با يادآوري کشتارهاي وسيع پس از انقلاب فرانسه، شوراي نگهبان را با "شوراي گيوتين" مقايسه مي کند. وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: "سرنوشت محتوم هر حكومت بد و مبتني بر ظلم، سرنگوني است."
متن کامل نطق اکبر اعلمی در مجلس شورای اسلامی را در ادامه بخوانید:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|
ما همه خوبیم
کمترین وقت زندگیم را شاید برای تماشای برناه های صدا و سیمای ایران بگذارم وشاید اگر سینما ۴ نبود بهانه ای دیگروجود نداشت تا پرتش کنیم به حیاط. البته بخش عظیمی از مردم ما بنا به هزاران جبر مشتری صدا و سیما هستنداما یقینا اگر چند سریال های هزار و یک شبی همچون یانگوم و زهره و ... برایشان پخش نکنند آنها هم به سر نوشت ما دچار می شوند.امشب شام را دیر خوردم. همزمان شد با پخش یک برنامه مستند. فکر می کنید این برنامه چه بود؟
مستندی از زندگی و کار یک آدم خوب و دوستانش. این آقا خیلی مهربان بود. سر زده به روستاها می رفت و مردم خیلی خوشحال می شدند. به مردم می گفت چه می خواهید و آنها هم می گفتند آسفالت کار و مرکز بهداشت و... این آقا هم می گفت باشه و خطاب به همراهش می گفت آقا اینجا را آسفالت کنید و آن دیگری هم می گفت چشم و یادداشت می کرد البته اینها فلاش بک بود . دوربین بعد از این تصاویر کامیون و گریدر هایی نشان می داد که دارند عملیات آسفالت را انجام می دادند.همه چیز خوب است به حدی که پس از آن کارهای عمرانی و توسعه در آن روستا فوران می کند.
دوربین دوباره کات می شود. آقای خوب ومهربان دوباره در میان استقبال مردم حاضر می شود . مردم دست و پایش را می بوسند و او هم همچنین.دوربین دوباره کات می شود دختر جوانی را نشان می دهد که رو به دوربین این دیالوگ را با شور و حرارتی خاص می گوید:" اصلا باور نمی کردم.هیچ وقت فکرش رو نمی کردم که ایشون رو از نزدیک ببینم. دستشون درد نکنه."دوربین دوباره کات می شود آقای خوب و مهربان را نشان میدهد که مقابل دختر نشسته و به حرفهای او گوش می دهد. همان دختر می گوید:" من لیسانس جغرافی هستم. تقاضای کار دارم.... (مابقی حذف می شود). آقای خوبو مهربان سرش را تکان می دهد و به فاصله کات شدن دوربین یک چیزی می دهند دست دختر. که خیلی خوشحال می شود و به طرز فجیعی تشکر می کند.
آقای خوب و مهربان چند مراجعه کننده دیگر هم دارد. ظاهرا همه این مسایل در همان روستا می گذرد. در حین سفر به روستای بعدی آقای خوب و مهربان یه کم بد می شود و با اخمی به راننده معترض می شود که چرا در مقابل مردم علاقمند ترمز نمی کند و وقتی مردم را می بیند دوباره خوب و مهربان می شود.
مردم علاقمند باز هم آسفالت می خواهد و او هم به دوستانش می گوید و ان دیگری یاداشت می کند و...دوربین دوباره کات می شود آقای خوب و مهربان پشت میزی نشسته که دور تا دورش آدم است اما فقط خودش حرف می زند. یک مسئول محلی با هزار ترس و وحشت یک جمله می گوید اما آقای خوب و مهربان با نا مهربانی می گوید : نه اصلا این طور نیست اگه از اینور کانال بکشید از اینطرف و .... طرح درست است و هزینه یک سوم می شود و... بعد" آخه چرا غصه پول مملکت رانمی خورید؟" و...
رو نمایی
حال که تا اینجای داستان را خوانده اید فکر می کنید این آقای خوب و مهربان چه کسی است؟ زمینی است یا فضایی ؟ روح است یا جسم؟ اصلا این ماجرا حقیقت است یا خواب؟ حالا بگویید آقای خوب و مهربان که برای حل مشکلات این روستاها زحمت می کشید کدام یک از شخصیت های زیر است:
۱- دهیار
۲- بخشدار
۳- معاون فرماندار به همراه کارمندان تحت امر
۴- فرماندار به همراه مجموعه مدیریت شهری
۵- معاون مدیر کل به همراه کارمندان سازمان
۶- مدیر کل به همراه مدیران استان
۷- معاون عمرانی استاندار به همراه کلیه پرسنل استانداری و مدیران
۸- استاندار به همراه کلیه مدیران کل استان
۹- معاون وزیر راه ترابری به همراه کلیه مجموعه وزارتخانه و ادارات تحت امر
۱۰-وزیر راه و ترابری به همراه استاندار و فرماندار و کلیه مدیران کل و سازمان
۱۱-معاون وزیر کار و امور اجتماعی به همراه کل مجموعه وزارتخانه و ادارات تحت امر
۱۲- وزیر کار به همراه استاندار و فرماندارو کلیه مدیران کل و سازمان
۱۳-معاون وزیر بهداشت به همراه کل مجموعه وزارتخانه و ادارات تحت امر
۱۴- وزیر بهداشتبه همراه استاندار و کلیه مدیران کل و سازمان
۱۵- معاون وزیر کشور به همراه کل مجموعه وزارتخانه و ادارات تحت امر
۱۶- وزیر کشور به همراه استاندار و فرمانداران و مجموعه وزارتخانه و ادارات تحت امر
۱۷-رئیس رسیدگی به شکایات ریاست جمهوری و مدیران کل و .....
۱۸- معاون دوم رئیس جمهور و کل قوای اجرایی در دولت
۱۹-معاون اول رئیس جمهورکل قوای اجرایی در دولت
۲۰- مشاور ران و ماموران ویژه رئیس جمهورکل قوای اجرایی در دولت
سوال به قدری سخت بود که یقینا شما اشتباه کرده اید.این آقای خوب و مهربان کسی نبود جز رئیس جمهور یک کشور ۷۰-۸۰ میلیونی به نام "محمود معجزه"
بیژن میر باقری کارگردان فیلمی است به نام " ما همه خوبیم" . این فیلم را حتما ببینید.
دو متن افشاگرانه بخوانید از اکبر اعلمی نماینده مردم تبریز
+
نوشته شده در ساعت توسط کامیار چایچی
|