تبليغاتX
* آدمي ميميرد اما تا نمرده است نمي تواند هيچ کاري نکند. اگر دستش را ببندند که هيچ کاري نکند نگاه مي کند و اگر چشمانش بسته شود تازه مثل بورخس ذهنش به کار مي افتد... و اين شرح حال آدمي است که دردي دارد ورنه شنيده و ديده ام کساني را با اين مقوله دردکاري نيستو بي دردي را درد نمي دانندمن جز نوشتم کاري نمي دانم و هر کار کنم دردم از آن التيام نمي گيرد و اين تنها داستان من نيست که چه بسيار مي شناسم که چنينند...(کتاب "پس از 11 سپتامبر" - ياداشتهاي مسعود بهنود)
  •  دو دهه تمرد برای برگزاري همه پرسي در ايران 

    به بهانه سالروز جمهوری اسلامی ایران

    دو دهه تمرد برای برگزاري همه پرسي در ايران

     

    بيست و نهمين سالروز انقلاب اسلامي نيز گذشت ايامي كه بهانه اي براي نگاهي عميقتر به مسايل انقلاب و مسير حاكميت منتخب انقلاب 57 ايران بود.

    پرسش متداول اين ايام كه "انقلاب به چه ميزان از آرمانهايش دست يافته؟" از جمله سوالاتي بود كه پيرامون جريان شناسي انقلاب ،تحليلگران را در هر مقطعي با نظرات متفاوت مواجه كرده است.جدا از نتايج اين ارزيابي ها ،نكته اي كه پس از گذشت تقريبا سه دهه از انقلاب امروزه در بين صاحب نظران شكل اعتراف گونه و پذيرفته تري به خود گرفته ،اشتباهات و تندروي هايي بوده كه در بعضي مسايل و موارد در اين پروسه بيست و هشت ساله انجام گرفته است. البته پذيرش اين اصل مهم كه در هر حركت اصلاحي و انقلابي ،كم و بيش وجود دارد درفضاي كشور ما خود گامي به جلو براي بهبود حركت انقلاب است چرا كه در اين سالها بارها ديده ايم كه اين ياد آوري ها چه عكس العملي را از سوي تند رو ها در پي داشته است.

     

    از مهمترين دستاوردهاي انقلاب ايران تعريف درست از واژه مردم و احترام به كليات آن است كه درهمه پرسي سال 58 و به طور رسمي عملي شد. اين همه پرسي در حالي صورت گرفت كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران عليرغم حمايت مردم و گروها ، اجراي همه پرسي را براي نشان دادن هويت انقلاب که عناصر ملی و مذهبی بر آن تاکید ویژه داشتند، پذيرفت كه اين امر موجب شد عنوان مردمسالاري نه در حالت فرمايشي و عوام فريبانه بلكه به صورت عملي تجلي يابد و امروزه پاسخ محكمي به جرياناتي باشد كه براي منافع خود انقلاب 57 ايران و حكومت منتخبش را صرفا حكومتي اسلامي و اقدامات بنيانگذار آن را تعبير به مقتضاي زمان مي كنند و استفاده از واژه جمهوريت را ، تاكتيكي براي نيل به استراتژي حكومت اسلامي مي دانند.

    البته انجام دو همه پرسي در زمان سلطنت شاهنشاهي را نمي توان اعتقاد وي به آراي عمومي  و نقش مردم در سرنوشت خود دانست چرا كه در همه پرسي سال 1332 كه با تلاش دكتر مصدق و براي انحلال مجلس هفدهم انجام گرفت، حرکتی برای تضعیف جایگاه سلطنت بود و از جمله مخالفانش شخص محمد رضا بود كه به مقتضاي زمان نتوانست عملا با آن به مخالفت بپردازد كه در مجموع همه پرسي غير قانوني اي بود و يا در همه پرسي سال 1341 براي تصويب انقلاب سفيد هم به جاي اينكه حركتي دموكراتيك باشد يك پله بيسيت بود.

    پس از شكل گيري جمهوري اسلامي علاوه بر همه پرسي فروردين 58 كه تعيين كننده شكل حكومت بود، ملت ايران در دو همه پرسي ديگر در تاريخ يازده آذر1358 و مرداد 1368 هم براي تغيير بخشهايي از قانون اساسي  پاي صندوقهاي راي آمدند.

    جريان شناسي انتخابات، راهپيمايي هاي عرفي كشور و همه پرسي سه مقوله تفكيك شده هستند كه وجود هر سه مي تواند مكمل يك جامعه دموكراتيك باشد اما در اين بين همه پرسي از جايگاه ويژه تري برخوردار است كه استقبال و صف آرايي آن نه به واسطه محركي چون آلات جذاب تبليغات كانديداهاي انتخابات و نه  انجام حركتي سمبوليك در نكوهش امپرياليسم و يا ظلم و بي عدالتي در قالب راهپيمايي هاي ضد آمريكايي و يا مراسم عزاداري عاشورايي است بلكه يك همه پرسي مي تواند مستقيم ترين و صحيح ترين راه برايي آگاهي از نظر مردم در حمايت و يا ابراز انزجار از يك سياست و برنامه باشد.

    تا قبل از رحلت امام خميني توجه به مردم و اجتماع علاوه بر برگزاري انتخابات ها كه داراي سيستمي بسيار متفاوت از همه پرسي است ،با اين دو همه پرسي نمود عيني يافت البته حمايت از آراء مردم هم يكي از مهم ترين كارها بود كه در راس برنامه هاي رهبري بود و در حمايت از  روساي جمهوری همچون بني صدر تجلي يافت.

    مباحث انقلاب كه بارها و از موضوعات مختلف به آن پرداخته شده همينك نيازمند پژوهشي مناسب براي بازشناسي و چرايي تمرد 19 ساله از برگزاري همه پرسي در ایران است. مبحثي كه تدايي كننده اين سوال است كه آيا در اين دو دهه در كشور موقعيت هاي فوق العاده و حساس پيش نيامده و يا برنامه هاي سرنوشت ساز سياسي -اجتماعي و فرهنگي دركشور انجام نشده كه نياز به همه پرسي داشته باشد؟ و يا اينكه مسايل فوق انجام گرفته اما نيازي به نظرات مردم نيست.

    بسياري از مردم بر اين باورند كه اجراي همه پرسي  تنها در زمان تغيير قانون اساسي كاربري دارد در حاليكه مي توان در بخشهاي يادشده نيز از راي مردم براي انجام امورات مهم كشور بهره گرفت. به عنون مثال مساله مذاكره كشورمان با آمريكا كه در دوران هشت ساله خاتمي مطرح شد و مورد مخالفت شديد جناح مقابل قرار گرفت از اين دست است. البته ناگفته نماند كه در نكوهش آن كتابي نيز تحت عنوان"وسوسه شيطان بزرگ" منتشر شد كه مبلغان طرح مذاكره با آمريكا را مورد نقد و تهمت قرار داد.

    جدا از ماهيت اين طرح بايد به اين نكته توجه كرد كه منشاء اين خودكامگي هاي تك حزبي ريشه در نگاه عوامانه به مسايل سمبوليكي چون راهپيمايي ها و يا ميزان مشاركت مردم در انتخابات است كه متاسفانه اين مخالفت ها باعث شده بسياري از اين دست طرح ها كه مورد اختلاف دو جناح قرار مي گيرد،يا مسكوت بماند و يا سرنوشت آن را مجامعي چون تشخيص مصلحت و يا شوراي نگهبان مدتها  بررسي كنند.

    هر چند كه ميزان مشاركت مردم در انتخابات و يا حمايت از يك سياست كلي كه همسو با مبناي فري يك نظام باشد،  يكي از مولفه هاي دموكراتيك بودن حكومتها است اما مسلما  تنها راه درست و ممكن هم براي ارزيابي نيست و داراي اين عيب اساسي است كه امكان استفاده ابزاري از آن را به همراه دارد چرا كه امروزه از اين حركت ها تعبير به حمايت از سياسيت هاي كنوني دولتهاي كشور مي شود در حاليكه مساله مشروعيت نظام و سياسيت هاي جاري در آن دو مبحث جداگانه است.

     به عنوان مثال  راهپمايي هاي 22 بهمن، روز قدس و... هيچگاه نمي تواند به اين معنا هم باشد كه مثلا ديدگاه مردم ايران در رابطه با تصميمات دولت ، با اين راهپيمايي تاييد يا تكذيب شده چون اساس اين امر امروزه عرفي و سمبوليك است. در حاليكه وجود راهپيمايي هاي گسترده مردم در حمايت از انقلاب ،هيچگاه دليل آن نشد كه مشاوران و حتي امام خميني بگويند "چون رهبر از حمايت گسترده مردمي برخوردار است و از حيث مردمي و شرعي نيز برخوردار است ،پس لزومي به اجراي همه پرسي سال 58 و يا انتخابات نيست .

    آنچه امروز بيشتر از هميشه واهمه از برگزاري همه پرسي را در چهره جريانات راست كشور پديدار مي كند، تجربه هاي ناموفق آنان در ريسك هاي است كه در طول اين چند دهه از جمله در انتخابات سال 76  انجام داده اند كه خاطره مناسبي از توفيق هاي اجباري  چون انتخابات را برايشان به همراه نگذاشته است.

    از سوي ديگر محافظه كاران در خصوص مسايل جاري كشور امروزه داراي سيستم سازمان يافته نظري هستند كه جدا از خطرات احتمالي شكست ايدئولوژيكي در همه پرسي، امروزه از عرفي شدن آن مي هراسند به خصوص آنكه راي مردم امروزه به دلایل مختلف از جمله تکثر رسانه ای و تحصیلات و فرهنگ جامعه بسيار علمي تر از گذشته شده است و در صورت انجام برگزاري همه پرسي براي مساله هسته اي  و يا اصل 44 قانون اساسي احتمالا با ميزان مشاركت بالا و مثبت مردم همراه می شد. اما اين خطر را هم براي قدرتمداران دارد كه با اجراي آن  از اين پس جناح مقابل درخواست هاي اجراي همه پرسي هاي ديگر را سرلوحه كار خود قرار دهد و طبيعا احتمال شكست و تغيير برنامه هاي آنان در ساير موارد بيشتر خواهد شد.

    متاسفانه اين جريان خصوصا در سالهاي اخير توانسته بر تلاش مستمرخود براي عدم حضور مردم در عرصه هاي اجتماعي بيفزايد و با ارائه طرحهايي در محدود و طولاني كردن زمان انتخابات و برنامه هايي از اين قبيل نقش مردم در تعيين سرنوشت خود را كمرنگ و جايگاه مردم را فرمايشي نمايند در حالي كه اهميت و توجه به مردم بيشتر از آنكه وجه و اعتباري به مردم هر كشوري ببخشد، نمايانگر دموكراتيك بودن حكومت و رجال آن در جوامع بين المللي است خصوصا كه كشور ما خود مبلغ نوعي متفاوت از دموكراسي تحت عنوان مردمسالاري ديني است.

    رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای امسال را سال نو آوری و شکوفایی ملی نام نهادند امیدوارم متصدیان امور در قوای حکومت با توجه به آن ،در راستای شکوفایی آیین عملی مردمسالاری و خرد جمعی بپردازند.

     

    + نوشته شده در  ساعت   توسط کامیار چایچی  | 
    درباره
    نوشته هاي پيشين
    آرشيو
    پيوندها
    طراح قالب